احکام مکان نماز

مکان نمازگزار چند شرط دارد:

شرط اول :

آنکه مباح باشد. کسی  که در ملک غصبی نماز می خواند، اگر چه روی فرش و تخت و  مانند اینها باشد،نمازش باطل است . ولی نماز خواندن  در زیر سقف غصبی و خیمه ی غصبی ، مانعی  ندارد.

نماز خواندن در ملکی که منفعت آن مال دیگری است بدون اجازه کسی که منفعت ملک مال او می باشد باطل است مثلا در خانه اجاره ای اگر صاحب خانه یا دیگری بدون اجازه کسی که آن خانه را اجاره کرده نماز بخواند نمازش باطل است و همچنین است اگر در ملکی که دیگری در آن حق دارد نماز بخواند مثلا اگر میت وصیت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفی برسانند تا وقتی ثلث را جدانکنند نمی شود در ملک او نماز خواند.

کسی که در مسجد نشسته ، اگر دیگری جای او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید دوباره نمازش را در محل دیگری  بخواند.

اگر در جایی که نمی داند غصبی است ، نماز بخواند و بعد از نماز  بفهمد، یا در جایی که غصبی بودن آن را فراموش کرده ، نماز بخواند، و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است . مگر آنکه خودش غصب کرده باشد، که در این صورت به احتیاط واجب ، نمازش باطل است .


اگر بداند جایی غصبی است ولی نداند که در جای غصبی  نماز باطل است ، و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است .

کسی که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حیوان سواری یا زین آن غصبی باشد، نماز او باطل است و

همچنین است اگر بخواهد سواره نماز مستحبی  بخواند. کسی که در ملکی با دیگری شریک است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شریکش نمی تواند در آن ملک تصرف کند، و نماز بخواند.

اگر با عین پولی که خمس و زکات آن را نداده ملکی بخرد تصرف او در آن ملک حرام و نمازش هم در آن باطل است  و همچنین است اگر به ذمه بخرد و در موقع خریدن قصدش این باشد که از مالی که خمس یا زکاتش را نداده بدهد.

اگر صاحب ملک به زبان اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند که قلبا راضی نیست نماز خواندن در ملک او باطل است و

اگر اجازه ندهد و انسان یقین کند که قلبا راضی است نماز صحیح است .

تصرف در ملک میتی که خمس یا زکات بدهکار است حرام و نماز درآن باطل است مگر آنکه بدهکاری او را بدهند

یا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.

تصرف در ملک میتی که به مردم بدهکار است حرام ، و نماز در آن باطل است . ولی تصرفات جزئی که برای  برداشتن میت معمول است ، اشکال ندارد. و نیز اگر بدهکاری او کمتر از مالش باشد و ورثه هم تصمیم داشته باشند که بدهی را بدهند، تصرفی که غیر فروختن و از بین بردن مال باشد، اشکال ندارد. اگر میت قرض نداشته باشد، ولی بعضی از ورثه او صغیر یا دیوانه یا غایب باشند، تصرف در ملک او حرام ، و نماز در آن باطل است . ولی تصرفات جزئی که برای برداشتن میت معمول است ، اشکال ندارد.

نماز خواندن در مسافر خانه و حمام و مانند اینها که برای واردین آماده است اشکال ندارد و اگر وثوق پیدا نشود که

صاحبش راضی است مشکل است ولی در غیر این قبیل جاها، در صورتی می شود نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد، یا حرفی بزند که معلوم شود، برای نماز خواندن اذن داده است مثل اینکه به کسی اجازه دهد در ملک او بنشیند و بخوابد که از اینها فهمیده می شود برای نمازخواندن هم اذن داده است .

در زمین بسیار وسیعی که از ده دور و چراگاه حیوانات است ، اگر چه صاحبانش راضی نباشند، نماز خواندن و نشستن و

خوابیدن در آن اشکال ندارد. و در زمین های زراعتی هم که نزدیک ده است و دیوار ندارد، اگر چه درمالکین آنها صغیر

و دیوانه باشد، نماز و عبور و تصرفات جزئی اشکال ندارد.ولی اگر یکی از صاحبانش ناراضی باشند، تصرف در آن حرام

و نماز باطل است .

شرط دوم :

مکان نمازگزار باید بی حرکت باشد، و اگر به واسطه تنگی وقت یا جهت دیگر ناچار باشد در جایی که حرکت دارد مانند اتومبیل و کشتی و ترن نماز بخواند، به قدری که ممکن است باید در حال حرکت چیزی نخواند، و اگر آنها از قبله به طرف دیگر حرکت کنند به طرف قبله برگردد

  . نماز خواندن در اتومبیل و کشتی و ترن و مانند اینها، وقتی ایستاده اند،مانعی  ندارد.

روی خرمن گندم و جو و مانند اینها، که نمی شود بی حرکت ماند، نماز باطل است .

در جایی که به واسطه ی احتمال باد و باران و زیادی جمعیت و مانند اینها اطمینان ندارد که بتواند نماز را تمام کند، اگر به امید تمام کردن شروع کند، اشکال ندارد. و اگر به مانعی برنخورد، نمازش صحیح است . و در جایی که ماندن در آن حرام است ، مثلا زیر سقفی که نزدیک است خراب شود، باید نماز نخواند، ولی اگر خواند نماز باطل نیست . و همچنین روی چیزی  که ایستادن و نشستن روی آن حرام است ، مثل فرشی که اسم خدا بر آن نوشته شده ، باید نمازنخواند، ولی اگر خواند، صحیح است .

شرط سوم : آنکه در جایی که سقف آن کوتاه است و نمی تواند در آنجا راست بایستد، یا به اندازه ای کوچک است که جای رکوع و سجود ندارد، نمازنخواند. و اگر ناچار شود که در چنین جایی نماز بخواند، باید به قدری که ممکن است قیام و رکوع و سجود را به جا آورد.

انسان باید رعایت ادب را بکند،و جلوتر از قبر پیغمبر و امام علیه السلام نماز نخواند. چنانچه نماز خواندن بی احترامی باشد، حرام است ولی نماز باطل نیست .

اگر در نمازی چیزی مانند دیوار بین او و قبر مطهر باشد که  بی احترامی نشود اشکال ندارد، ولی فاصله شدن صندوق شریف و ضریح و پارچه ای که روی آن افتاده ،کافی  نیست .

شرط چهارم : آنکه مکان نمازگزار اگر نجس است به طوری تر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد، ولی جایی  که پیشانی را بر آن می گذارد اگرنجس باشد در صورتی که خشک هم باشد، نماز باطل است ، و احتیاط مستحب آن است که مکان نمازگزار اصلا نجس نباشد.

بنابر احتیاط مستحب ، باید زن عقب تر از مرد بایستد و جای سجده او ازجای ایستادن کمی عقب تر باشد.

اگر زن برابر مرد یا جلوتر بایستد، و با هم وارد نماز شوند، بهتر آن است که نماز را دوباره بخوانند.

اگر بین مرد و زن ، دیوار یا پرده یا چیز دیگری  باشد، نمازشان صحیح است ، و احتیاط مستحب هم در دوباره خواندن نیست .

شرط پنجم : آنکه جای پیشانی نمازگزار از جای زانوهای او، بیش از چهار انگشت بسته پست تر یا بلندتر نباشد، و احتیاط واجب آن است که از سرانگشتان پا هم بیشتر از این پست و بلند تر نباشد.

بودن مرد و زن نامحرم در جای خلوت جایز نیست و احتیاط در نماز نخواندن در آنجا است . لیکن اگر خواند، نمازش باطل نیست .

نماز خواندن در جایی که تار و مانند آن استعمال می کنند باطل نیست ولی گوش دادن به آنها حرام است .

در خانه کعبه و بر بام آن نماز واجب خواندن مکروه است ولی در حال ناچاری مانع ندارد.

خواندن نماز مستحب درخانه کعبه و بر بام آن اشکال ندارد. بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکنی دو رکعت نماز بخوانند.

احکام لباس نماز گذار

در سه صورت که تفصیل آنها بعدا گفته می شود، اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است :

اول : آنکه به واسطه ی زخم یا جراحت یا دملی که دربدن او است ، لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد.

دوم : آنکه بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم که تقریبا به اندازه یک اشرفی می شود، به خونآلوده باشد.

سوم : آنکه ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند.

 

در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد،نماز او صحیح است 

 

اول : آنکه لباس های کوچک او مانند جوراب و عرق چین نجس باشد.

 دوم : آنکه لباس زنی که پرستار بچه است ،نجس شده باشد. و احکام این پنج صورت مفصلا در مسائل بعد گفته می شود.

اگر در بدن یا لباس نمازگزار خون زخم یا جراحت یا دمل باشد،چنانچه طوری است که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس برای بیشتر مردم یا برای خصوص او سخت است ، تا وقتی که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است ،می تواند با آن خون نماز بخواند و همچنین است اگر چرکی که با خون بیرون آمده یا دوایی که روی زخم گذاشته اند و نجس شده ، در بدن یالباس او باشد.

اگر خون بریدگی و زخمی که به زودی خوب می شود و شستن آن آسان است ، دربدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است .

اگر جایی از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد به رطوبت زخم نجس شود،جایز نیست با آن نماز بخواند. ولی اگر مقداری از بدن یا لباس که معمولا به رطوبت زخم آلوده می شود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعی  ندارد.

اگر از توی دهان و بینی و مانند اینها خونی به بدن یا لباس برسد احتیاط واجب آن است که با آن نماز نخواندولی با خون بواسیر می شود نماز خواند اگر چه دانه هایش در داخل باشد.

کسی که بدنش زخم است اگر در بدن یا لباس خود خونی ببیند و نداند از زخم است یا خون دیگر با آن نمازخواندن مانعی  ندارد.

اگر چند زخم در بدن باشد و به طوری نزدیک هم باشند که یک زخم حساب شود، تا وقتی همه خوب نشده اند، نمازخواندن با خون آنها اشکال ندارد. ولی اگر به قدری از هم دور باشند که هر کدام یک زخم حساب شود، هر کدام که خوب شد، باید برای نماز بدن و لباس را از خون آن ، آب بکشد.

اگر سر سوزنی خون حیض یا نفاس در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است ، و بنابر احتیاط واجب باید

خون استحاضه در بدن یا لباس نمازگزار نباشد. ولی خون های دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال گوشت ، وخون سگ و خوک وکافر و مردار و حیوان حرام گوشت ، اگر چه در چند جای بدن و لباس باشد، در صورتی که روی هم کمتر از درهم باشد (که تقریبا  به اندازه یک اشرفی می شود) نماز خواندن با آن اشکال ندارد. ولی احتیاط مستحب آن است که ازخون سگ و کافر و مردار و حیوان حرام گوشت ، اجتناب کند.

خونی که به لباس بی آستر بریزد و به پشت آن برسد، یک خون حساب می شود. ولی اگر پشت آن ، جدا خونی  شود، بنابر احتیاط واجب باید هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگر خونی که در پشت و روی لباس است ، روی هم کمتر از درهم باشد نماز با آن صحیح ، و اگر بیشتر باشد، نماز با آن نماز باطل است .

اگر خون روی لباسی که آستر دارد بریزد و به آستر آن برسد،و یا به آستر بریزد و روی لباس خونی شود، باید هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگرخون روی لباس و آستر کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح ،و اگر بیشتر باشد،نماز با آن باطل است .

اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتی به آن برسد، درصورتی که خون و رطوبتی که به آن رسیده ، به اندازه درهم یا بیشتر شود و اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است . بلکه اگر رطوبت و خون به اندازه درهم نشود و اطراف را هم آلوده نکند، نمازخواندن با آن اشکال دارد. ولی  اگر رطوبت مخلوطبه خون شود و از بین برود، نماز صحیح است .

اگر بدن یا لباس خونی نشود ولی به واسطه ی رسیدن به خون نجس شود، اگرچه مقداری که نجس شده کمتر از درهم باشد، نمی شود با آن ، نماز خواند.

اگر خونی که در بدن یا لباس است ، کمتر از درهم باشد و نجاست دیگری به آن برسد، مثلا یک قطره بول روی آن بریزد، نماز خواندن با آن جایز نیست .

اگر لباس های  کوچک نمازگزار مثل عرقچین و جوراب که نمی شود با آنها عورت را پوشانده نجس باشد، چنانچه از مردار و حیوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آنها صحیح است و نیز اگر با انگشتری نجسنماز بخواند، اشکال ندارد.

احتیاط آن است که چیز نجسی که با آن می شود عورت را پوشاند، همراه نمازگزار نباشد. ولی کسی که این مسأله را نمی دانسته و مثلا مدتی با این طور نماز خوانده ، لازم نیست آن نمازها را قضا کند.

زنی که پرستار بچه است و بیشتر از یک لباس ندارد هرگاه شبانه روزی یک مرتبه لباس خود را آب بکشد اگرچه تا روز دیگر لباسش به بول بچه نجس شود می تواند با آن لباس نماز بخواند ولی احتیاط واجب آن است که لباس خود را در شبانه روز یک مرتبه برای اولین نمازی که لباسش پیش از آن نجس شده آب بکشد و نیز اگر بیشتر از یک لباس دارد ولی ناچار است که همه ی آنها رابپوشد چنانچه شبانه روزی یک مرتبه به دستوری که گفته شده همه آنها را آب بکشد کافی  است .

 

احکام قرائت نماز

 

نماز

 

در رکعت اول و دوم نمازهای واجب یومیه انسان باید اول حمد و بعد از آن یک سوره تمام بخواند. اگر وقت نماز تنگ باشد یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند، مثلا بترسد که اگر سوره را بخواند دزد یا درنده یا چیز دیگری به او صدمه بزند، نباید سوره را بخواند و اگر در کاری عجله داشته باشد، می تواند سوره را نخواند. اگر عمدا سوره را پیش از حمد بخواند، نمازش باطل است .

 

اگر اشتباها سوره را پیش از حمد بخواند و در بین آن یادش بیاید، باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد سوره را از اول بخواند. اگر حمد و سوره یا یکی از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نمازش صحیح است .

 

اگر پیش از آنکه برای رکوع خم شود، بفهمد که حمد و سوره را نخوانده باید بخواند، و اگر بفهمد سوره را نخوانده باید فقط سوره را بخواند. ولی اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده ، باید اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند و نیزاگر خم شود و پیش از آنکه به رکوع برسد بفهمد حمد و سوره یا سوره تنها یا حمد تنها را نخوانده ، باید بایستد و به همین دستور عمل نماید.

 

اگر در نماز یکی از چهار سوره ای را که آیه ی سجده دارد  عمدا بخواند، نمازش باطل است .

 

اگر اشتباها مشغول خواندن سوره ای شود که سجده ی واجب دارد، چنانچه پیش از رسیدن به آیه ی سجده بفهمد، باید آن سوره را رها کند و سوره ی دیگر بخواند و اگر بعد از خواندن آیه سجده بفهمد، باید در بین نماز با اشاره سجده آن را به جا آورد و به همان سوره که خوانده اکتفا نماید.اگر در نماز آیه سجده را بشنود و به اشاره سجده کند، نمازش صحیح است . 

 

در نماز مستحبی خواندن سوره لازم نیست ، اگر چه آن نماز به واسطه ی نذر کردن واجب شده باشد. ولی در بعضی ازنمازهای مستحبی مثل نماز وحشت که سوره ی مخصوصی دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد، باید همان سوره را بخواند.

 

در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه ، مستحب است در رکعت اول بعد از"حمد" سوره  ی"جمعه "، و در رکعت دوم بعد از "حمد" سوره ی "منافقین " بخواند و اگر مشغول یکی از این ها شود، بنابر احتیاط واجب نمی تواند آن را رها کند و سوره ی دیگر بخواند.اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره "قل هو الله احد" یا سوره "قل یا ایهاالکافرون " شود، نمی تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند. ولی در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روی فراموشی به جای سوره "جمعه " و "منافقین " یکی از این دو سوره را بخواند، تا به نصف نرسیده می تواند آن را رها کند و سوره "جمعه " و "منافقین " را بخواند. 

 

اگر در نماز جمعه یا نماز ظهر روز جمعه عمدا سوره "قل هو الله احد"یا سوره "قل یا ایها الکافرون " بخواند، اگر چه به

 

نصف نرسیده باشد، بنابراحتیاط واجب نمی تواند رها کند و سوره "جمعه " و "منافقین " را بخواند.

 

اگر در نماز غیر سوره "قل هو الله احد" و "قل یا ایها الکافرون " سوره دیگری بخواند، تا به نصف نرسیده می تواند رها کند و سوره دیگر بخواند.

 

اگر مقداری از سوره را فراموش کند یا از روی ناچاری مثلا به واسطه ی تنگی وقت یا جهت دیگر نشود آن را تمام نماید،

 

می تواند آن سوره را رها کند و سوره ی دیگر بخواند، اگر چه از نصف گذشته باشد یا سوره ای را که می خوانده "قل هوالله احد" یا "قل یا ایها الکافرون " باشد. 

 

بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند. و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند. مرد باید در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد که تمام کلمات حمدو سوره حتی حرف آخر آنها را بلند بخواند. 

زن می تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند یا آهسته بخواند.ولی اگر نامحرم صدایش را بشنود، بنابر احتیاط واجب باید آهسته بخواند. 

 

اگر در جایی که باید نماز را بلند بخواند عمدا آهسته بخواند،یا در جایی که باید آهسته خواند عمدا بلند بخواند، نمازش باطل است . ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد، صحیح است .

 

 اگر در بین خواندن حمد وسوره هم بفهمد اشتباه کرده ، لازم نیست مقداری را که خوانده دوباره بخواند.

 

اگر کسی در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صدایش را بلند کند، مثل آنکه آنها را با فریاد بخواند، نمازش باطل است .

 

انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلطنخواند. و کسی که به هیچ قسم نمی تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید هر طور که می تواند بخواند، و احتیاطمستحب آن ا ست که نماز را به جماعت به جا آورد. 

 

کسی که حمد و سوره و چیزهای دیگر نماز را به خوبی نمی داند و می تواند یاد بگیرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، باید یاد بگیرد و اگر وقت تنگ است ، بنابر احتیاط واجب در صورتی که ممکن باشد باید نمازش را به جماعت بخواند. 

 

احتیاط واجب آن است که برای یاد دادن واجبات نماز مزد نگیرد، ولی برای مستحبات آن اشکال ندارد. 

 

اگر یکی از کلمات حمد یا سوره را نداند، یا عمدا آن را نگوید، یا به جای حرفی ،حرف دیگر بگوید مثلا به جای  (ض )،(ظ)بگوید، یا جایی که باید بدون زیروزبر خوانده شود زیر و زبر بدهد، یا تشدید را نگوید، نماز او باطل است . 

 

اگر انسان کلمه ای را صحیح بداند و در نماز همان طور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده لازم نیست دوباره نماز را بخواند و یا اگر وقت گذشته قضا نماید. 

 

اگر زیر و زبر کلمه ای را نداند باید یاد بگیرد، ولی اگر کلمه ای را که وقف کردن آخر آن جایز است همیشه وقف کندیاد گرفتن زیر و زبر آن لازم نیست و نیز اگر نداند مثلا کلمه ای به (س ) است یا به (ص ) باید یاد بگیرد وچنانچه دو جور یا

 

بیشتر بخواند، مثل آن که در "اهدنا الصراط المستقیم "، "مستقیم "را یک مرتبه با "سین " و یک مرتبه با "صاد" بخواند نمازش باطل است ، مگرآنکه هر دو جور قرائت شده باشد و به امید رسیدن به واقع بخواند. 

 

اگر در کلمه ای  "واو" باشد و حرف قبل از "واو" در آن کلمه پیش داشته باشد و حرف بعد از "واو" در آن کلمه همزه (ء) باشد مثل کلمه "سوء" بهتر است آن "واو" را مد بدهد، یعنی آن را بکشد و همچنین اگر در کلمه ای "الف "باشد و حرف قبل از "الف " در آن کلمه زبر داشته باشد و حرف بعد از "الف " درآن کلمه همزه باشد مثل "جاء"، بهتر است "الف " آن را بکشد و نیز اگر درکلمه ای (ی ) باشد و حرف پیش از (ی ) در آن کلمه زیر داشته باشد و حرف بعد از (ی )در آن کلمه همزه باشد مثل "جی ء"، بهتر آن است (ی ) را با مد بخواند و اگر بعداز این "واو" و "الف " و (ی ) به جای همزه (ء) حرفی باشد که ساکن است ، یعنی  زیر و زبر و پیش ندارد باز هم بهتر آن است این سه حرف را با مد بخواند، مثلا در"و لا الضالین " که بعد از "الف " حرف "لام " ساکن است ، بهتر آن است "الف " آن را با مد بخواند. 

 

احتیاط مستحب آن است که در نماز، وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید  و معنی وقف به حرکت آن است که زیر یا زبر یا پیش آخر کلمه ای را بگوید و بین آن کلمه و کلمه بعدش فاصله دهد. مثلا بگوید "الرحمن الرحیم " و میم "الرحیم "را زیر بدهد و بعد قدری فاصله دهد و بگوید: "مالک یوم الدین ". و معنی وصل به سکون آن است که زیر یا زبر یا پیش کلمه ای را نگوید و آن کلمه را به کلمه بعد بچسباند، مثل آنکه بگوید : "الرحمن الرحیم " و میم "الرحیم " را زیر ندهد و فورا"مالک یوم الدین " را بگوید. 

 

در رکعت سوم و چهارم نماز می تواند فقط یک حمد بخواند یا سه مرتبه تسبیحات اربعه بگوید، یعنی سه مرتبه بگوید: "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الاالله و الله اکبر"، و اگر یک مرتبه هم تسبیحات اربعه را بگوید کافی است . 

 

می تواند در یک رکعت حمد، و در رکعت دیگر تسبیحات بگوید، و بهتر است در هر دو رکعت تسبیحات بخواند. در تنگی وقت باید تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگوید.بر مرد و زن واجب است که در رکعت سوم و چهارم نماز، حمد یا تسبیحات را آهسته بخوانند. 

 

اگر در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنابر احتیاط واجب باید "بسم الله " آن را هم آهسته بگوید. 

 

کسی که نمی تواند تسبیحات را یاد بگیرد یا درست بخواند، باید در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند. اگر در دو رکعت اولنماز به خیال این که دو رکعت آخر است تسبیحات بگوید، چنانچه پیش از رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند و اگر در رکوع یا بعد از رکوع بفهمد، نمازش صحیح است . 

 

اگر در دو رکعت آخر نماز به خیال اینکه در دو رکعت اول است حمد بخواند، یا در دو رکعت اول نماز با اینکه گمان می کرده در دو رکعت آخر است حمد بخواند، چه پیش از رکوع بفهمد چه بعد از آن ، نمازش صحیح است . 

اگر در رکعت سوم یا چهارم می خواست حمد بخواند تسبیحات به زبانش آمد یا می خواست تسبیحات بخواند حمد به زبانش آمد باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند ولی اگر عادتش خواندن چیزی بوده که به زبانش آمده و در خزانه ی قلبش آن را قصد داشته می تواند همان را تمام کند و نمازش صحیح ست . 

 

کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم تسبیحات بخواند اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند. 

 

در رکعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات استغفار کند، مثلابگوید: "استغفر الله ربی و اتوب الیه " یا بگوید: "اللهم اغفر لی ". و اگر به گمان آنکه حمد یا تسبیحات را گفته ، مشغول گفتن استغفار شود و شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه ، باید به شک خود اعتنا ننماید. ولی اگر نمازگزار پیش از خم شدن برای رکوع در حالی که مشغول گفتن استغفار نیست ، شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه ،باید حمد یا تسبیحات را بخواند. 

 

اگر در رکوع رکعت سوم یا چهارم یا در حال رفتن به رکوع شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه ، باید به شک خود اعتنا نکند. 

 

هرگاه شک کند که آیه یا کلمه ای را درست گفته یا نه ،اگر به چیزی که بعد از آن است مشغول نشده ، باید آن آیه یا کلمهرا به طور صحیح بگوید و اگر به چیزی که بعد از آن است مشغول شده ، چنانچه آن چیز رکن باشد مثل آنکه در رکوع شک کند که فلان کلمه از سوره را درست گفته یا نه ، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر رکن نباشد، مثلا موقع گفتن "الله الصمد" شک کند که "قل هو الله احد"را درست گفته یا نه ، باز هم می تواند به شک خود اعتنا نکند. ولی اگر احتیاطا آن آیه یا کلمه را به طور صحیح بگوید، اشکال ندارد. و اگر چند مرتبه هم شک کند،می تواند چند بار بگوید. اما اگر به وسواس برسد و باز هم بگوید، بنابر احتیاط واجب باید نمازش را دوباره بخواند. 

 

مستحب است در رکعت اول پیش از خواندن حمد بگوید: "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم " و در رکعت اول و دوم نمازظهر و عصر "بسم الله " را بلند بگوید و حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف کند، یعنی آن آیه را به آیه  بعد نچسباند، و در حال خواندن حمد و سوره به معنای آیه توجه داشته باشد.

 

اگر نماز را به جماعت می خواند، بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادی می خواندبعد از آنکه حمد خودش تمام شد بگوید:

 

"الحمد لله رب العالمین ". بعد از خواندن سوره "قل هو الله احد" یک یا دو یا سه مرتبه "کذلک الله ربی " یا سه مرتبه "کذلک الله ربنا" بگوید، بعد از خواندن سوره کمی صبر کند و بعد تکبیر پیش ازرکوع را بگوید یا قنوت را بخواند.

 

مستحب است در تمام نمازها در رکعت اول سوره "انا انزلناه " و دررکعت دوم سوره "قل هو الله احد" را بخواند.

 

مکروه است انسان در تمام نمازهای یک شبانه روز سوره "قل هو الله احد" را نخواند. 

 

خواندن سوره "قل هو الله احد" به یک نفس مکروه است . سوره ای را که در رکعت اول خوانده ، مکروه است در رکعت دوم بخواند،ولی  اگر سوره "قل هو الله احد" را در هر دو رکعت بخواند مکروه نیست .

 

احکام نماز قضا 

 

کسی که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باید قضای آن را بجا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده یا به واسطه سستی، نماز نخوانده باشد ولی نمازهای یومیه ای را که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده قضا ندارد.

 

اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازی را که خوانده باطل بوده باید قضای آن را بخواند.

 

کسی که نماز قضا دارد باید در خواندن آن کوتاهی نکند ولی واجب نیست فورا آن را بجا آورد.

 

کسی که نماز قضا دارد می تواند نماز مستحبی  بخواند.

اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایی دارد یا نمازهایی را که خوانده صحیح نبوده، مستحب است احتیاطاً قضای آن را بجا آورد.

قضای نمازهای یومیه لازم نیست به ترتیب خوانده شود. مثلاً کسی که یک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده لازم نیست اول نماز عصر و بعداز آن نماز ظهر را قضا نماید.

 

اگر بخواهد قضای چند نماز غیر یومیه مانند نماز آیات را بخواند یا مثلا بخواهد قضای یک نماز یومیه و چند نمازغیر یومیه را بخواند لازم نیست آنها را به ترتیب بجا آورد.

اگر کسی نداند که نمازهایی که از او قضا شده کدام یک جلوتر بوده لازم نیست به طوری بخواند که ترتیب حاصل شود و هر یک را می تواند مقدم بداند.

اگر کسی که نمازهایی از او قضا شده، می داند کدام یک جلوتر قضا شده، احتیاط مستحب آن است که به ترتیب قضا کند و آنچه اول قضا شده اول بخواند و دومی را بعد و همین طور.

 

اگر برای میتی می خواهند نماز قضا بدهند، و می دانند آن میت ترتیب قضا شدن را می دانسته باز لازم نیست طوری قضا را بجا بیاورند که ترتیب حاصل شود.

 

اگر برای میتی که در مسأله پیش گفته شد بخواهند چند نفر را اجیر کنند که نماز بخوانند لازم نیست برای آنها وقت مرتب معین کنند که با هم شروع نکنند در عمل .

 

اگر بدانند که میت ترتیب قضا شدن را نمی دانسته یا ندانند که می دانسته ، لازم نیست به ترتیب برای او قضا بجا بیاورند.

 

در مسأله پیش اگر بخواهند چند نفر را برای به جا آوردن نماز میت اجیر کنند لازم نیست وقت معین کنند و می توانند همه با هم شروع به قضا کنند.

 

کسی  که چند نماز از او قضا شده و شماره آنها را نمی داند مثلا نمی داند چهار تا بوده یا پنج تا، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافی است و همچنین اگر شماره آنها را می دانسته و فراموش کرده، اگر مقدار کمتر را بخواند کفایت می کند.

 

کسی که نماز قضا از همین روز یا روزهای پیش دارد می تواند قبل از خواندن نمازی که قضا شده، نمازادایی را بخواند و لازم نیست نماز قضا را جلو بیندازد.

کسی  که می داند یک نماز چهار رکعتی نخوانده و نمی داند نماز ظهر است یا عصر است یا عشا، اگر یک نماز چهار رکعتی بخواند به نیت قضای نمازی که نخوانده کافی است .

 

اگر از روزهای گذشته نمازهای قضا دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضا شده، اگرچه لازم نیست نمازهای قضا را پیش از نماز ادا بخواند حتی اگرچه وقت داشته باشد و ترتیب بین نمازهای قضا را هم بداند ولی احتیاط استحبابی آن است که نمازهای قضا مخصوصا نماز قضای همان روز را پیش از نماز ادا بخواند.

 

تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهای خود عاجز باشد دیگری نمی تواند نمازهای او را قضا نماید.

نماز قضا را با جماعت می شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا، و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضای صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند اشکال ندارد.

مستحب است بچه ممیز یعنی بچه ای که خوب و بد را می فهمد به نماز خواندن و عبادت های دیگر عادت دهند بلکه مستحب است او را به قضای نمازها هم وادار نمایند.

دوازده چیز نماز را باطل می کند و آنها را مبطلات می گویند: 

اول :آنکه در بین نماز یکی از شرط های آن از بین برود مثلا در بین نماز بفهمد مکانش غصبی است . 

دوم : آنکه در بین نماز عمدا یا سهوا یا از روی ناچاری ، چیزی که وضو یا غسل را باطل می کند پیش آید، مثلا بول از او بیرون آید. ولی کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند، اگر چه در بین نماز بول یا غائط از او خارج شود چنانچه به دستوری  که در احکام وضو گفته شد رفتار نماید، نمازش باطل نمی شود.

 نیز اگر در بین نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتی که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد، نمازش صحیح است .

کسی که بی اختیار خوابش برده اگر نداند که در بین نماز خوابش برده یابعد از آن بنابر احتیاط واجب بایدنمازش را دوباره بخواند ولی اگرتمام شدن نماز را بداند و شک کند که خواب در بین نماز بوده یا بعد نمازش صحیح است .

اگر بداند به اختیار خودش خوابیده و شک کند که بعد از نماز بوده یا دربین نماز یادش رفته که مشغول نماز است و خوابیده

نمازش صحیح است .اگر در حال سجده از خواب بیدار شود و شک کند که در سجده ی آخر نماز است یا در سجده ی شکر باید آن نماز را دوباره بخواند. 

سوم : از مبطلات نماز آن است که مثل بعض کسانی که شیعه نیستند دست ها را روی هم بگذارد. هرگاه برای ادب دست ها را روی هم بگذارد اگرچه مثل آنها نباشد بنابر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند، ولی اگر از روی فراموشی یا ناچاری یا برای کار دیگر مثل خاراندن دست و مانند آن ، دست ها را روی هم بگذارد،اشکال ندارد. 

چهارم : از مبطلات نماز آن است که بعد از خواندن حمد آمین بگوید ولی اگر اشتباها از از روی تقیه بگوید، اشکال ندارد

پنجم : از مبطلات نماز آن است که عمدا یا از روی فراموشی پشت به قبله کند، یا به طرف راست یا چپ قبله برگردد، بلکه اگر عمدا به قدری برگردد که نگویند رو به قبله است ، اگر چه به طرف راست یا چپ نرسد، نمازش باطل است .

اگر عمدا همه صورت را به طرف راست یا چپ قبله برگرداند نمازش باطل است ، بلکه اگر سهوا هم صورت را به این مقدار برگرداند احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند و لازم نیست که نماز اول را تمام نماید،ولی اگر سر را کمی بگرداند عمدا باشد یا اشتباها نمازش باطل نمی شود.

ششم : از مبطلات نماز آن است که عمدا کلمه ای بگوید که از آن کلمه قصد معنی کند، اگر چه معنی هم نداشته باشد و یک حرف هم باشد، بلکه اگر قصد هم نکند، بنابر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند در صورتی که دو حرف یابیشتر باشد. ولی اگر سهوا بگوید، نماز باطل نمی شود. اگر کلمه ای بگوید که یک حرف دارد چنانچه آن کلمه معنی داشته باشد مثل (ق ) که در زبان عرب به معنای این است که "نگهداری  کن " چنانچه معنی آن رابداند و قصد آن را نماید نمازش

باطل می شود، بلکه اگر قصد معنای آن را نکند ولی ملتفت معنای  آن باشد احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند. سرفه کردن و آروغ زدن و آه کشیدن در نماز اشکال ندارد ولی گفتن آخ و آه و مانند اینها که دو حرف است اگر عمدی باشد نماز را باطل می کند.

اگر کلمه ای را به قصد ذکر بگوید، مثلا به قصد ذکر بگوید: "الله اکبر" و در موقع گفتن آن ،صدا را بلند کند که چیزی را به دیگری بفهماند اشکال ندارد ولی چنانچه به قصد این که چیزی به کسی بفهماند بگوید اگرچه قصد ذکر هم داشته باشدنماز باطل می شود.

خواندن قرآن در نماز غیر از چهار سوره ای که سجده واجب دارد و دراحکام جنابت گفته شد و نیز دعا کردن در نماز اشکال

ندارد اگر چه به فارسی یا زبان دیگر باشد.

اگر چیزی از حمد و سوره و ذکرهای نماز را عمدا یا احتیاطا چند مرتبه بگوید اشکال ندارد.

 احکام جواب سلام

در حال نماز انسان نباید به دیگری سلام کند و اگر دیگری به او سلام کند باید طوری جواب دهد که سلام مقدم باشد مثلا بگوید:

"السلام علیکم " یا "سلام علیکم " و نباید "علیکم السلام " بگوید.

انسان باید جواب سلام را چه در نماز یا در غیر نماز فورا بگوید و اگر عمدا یا از روی فراموشی جواب سلام را به قدری  طول دهد که اگر جواب بگوید جواب آن سلام حساب نشود چنانچه در نماز باشد نباید جواب بدهد و اگر در نماز نباشدجواب دادن واجب نیست  باید جواب سلام را طوری بگوید که سلام کننده بشنود، ولی اگر سلام کننده کر باشد چنانچه انسان به طور معمول جواب او را بدهد کافی  است .

نمازگزار جواب سلام را به قصد جواب بگوید نه به قصد دعا. اگر زن یا مرد نامحرم یا بچه ی ممیز یعنی بچه ای که خوب و بد را می فهمد به نمازگزار سلام کند نمازگزار باید جواب او را بدهد.

اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصیت کرده ، ولی نمازش صحیح است .

اگر کسی به نمازگزار غلط سلام کند به طوری که سلام حساب نشود جواب او واجب نیست  جواب سلام کسی که از روی مسخره یا شوخی سلام می کند واجب نیست و احتیاط واجب آن است که در جواب سلام مرد و آن غیر مسلمان بگوید:"سلام " یا فقط "علیک ".

اگر کسی به عده ای سلام کند جواب سلام او بر همه آنان واجب است ، ولی اگریکی از آنان جواب دهد کافی  است .

اگر کسی به عده ای سلام کند و کسی که سلام کننده قصد سلام دادن به او رانداشته ، جواب دهد باز هم جواب سلام او بر آن عده واجب است .

اگر به عده ای سلام کند و کسی که بین آنها مشغول نماز است شک کند که سلام کننده قصد سلام کردن به او را هم داشته یا نه نباید جواب بدهد و همچنین است اگربداند قصد او را هم داشته ولی دیگری جواب سلام را بدهد، اما اگر بداند که قصد او را هم داشته و دیگری جواب ندهد باید جواب او را بگوید.

سلام کردن مستحب است و خیلی سفارش شده است که سواره به پیاده و ایستاده به نشسته و کوچک تر به بزرگ تر سلام کند. اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند بر هر یک واجب است جواب سلام دیگری را بدهد. در غیر نماز مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگوید مثلا اگر کسی گفت : "سلام علیکم " در جواب بگوید: "سلام علیکم و رحمة الله ".

اگر برای جلوگیری از صدای خنده حالش تغییر کند مثلا رنگش سرخ شود چنانچه از صورت نمازگزار بیرون رود باید نمازش را دوباره بخواند.

هفتم : از مبطلات نماز خنده با صدا و عمدی است و چنانچه سهوا هم با صدا بخندد یا عمدا لبخند بزند نمازش باطل نمی شود.

هشتم : از مبطلات نماز آن است که برای کار دنیا عملا با صدا گریه کند ولی اگر برای کار دنیایی بی صدا گریه کند

اشکال ندارد ولی اگر از ترس خدا یا برای آخرت گریه کند آهسته باشد یا بلند اشکال ندارد بلکه از بهترین اعمال است .

نهم : از مبطلات نماز کاری است که صورت نماز را به هم بزند مثل دست زدن و به هوا پریدن و مانند اینها کم باشد یا

زیاد عمدا باشد یا از روی فراموشی ولی کاری که صورت نماز را به هم نزنند مثل اشاره کردن به دست اشکال ندارد.اگر در بین نماز به قدری ساکت بماند که نگویند نماز می خواند نمازش باطل می شود.

اگر در بین نماز کاری انجام دهد یا مدتی ساکت شود و شک کند که نماز به هم خورده یا نه ، نمازش صحیح است . 

دهم : از مبطلات نماز خوردن و آشامیدن است ، اگر در نماز طوری بخورد یابیاشامد که نگویند نماز می خواند.

احتیاط واجب آن است که در نماز هیچ چیز نخورد و نیاشامد چه موالات نماز به هم بخورد یا نخورد و چه بگویند نماز

می خواند یا نگویند. اگر در بین نماز غذایی را که لای دندانها مانده فرو ببرد نمازش باطل نمی شود و اگر قند یا شکر و مانند اینها در دهان مانده باشد و در حال نمازکم کم آب شود و فرو رود نمازش اشکال پیدا می کند. 

یازدهم : از مبطلات نماز شک در رکعت های نماز دو رکعتی یا سه رکعتی یا در دو رکعت اول نمازهای چهار رکعتی  است . 

دوازدهم : از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمدا یا سهوا کم یا زیاد کند، یا چیزی را که رکن نیست عمدا کم یا زیاد

نماید. اگر بعد از نماز شک کند که در بین نماز کاری که نماز را باطل می کندانجام داده یا نه ، نمازش صحیح است .