از آنجائی که خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خداگرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است که مظهر و نمود عینی آن عبادت در ادیان الهی در نماز تجلّی یافته است.

 اگر بیشتر درباره این موضوع بخواهیم کنکاش کنیم درمی یابیم که مسأله نیایش به ویژه نماز، مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلکه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم. 

به طور مثال در تاریخ ادیان نوشته جان ناس می خوانیم که تبّتیان در مواقعی که در دیر یا صومعه ای جشن معیّن بر پا می شد زوّار از هر طرف به آنجا روی می آوردند و هدایایی از جنش قماش و کره و غیره برای راهبان می آوردند و در آنجا چند روز اقامت کرده، به طواف و نماز و دعا و رقص مشغول می شدند و پس از یک سلسله عملیات سحرآمیز به اوطان خود مراجعت می کردند.

 تاریخ جامع ادیان جان ناش ص 246 

و نیز یاد آوری شده: «در اواسط قرن 14 میلادی بعد از این که امپراطوری مغول از دیار چین محو و منقرض گردید، یکی از راهبان تبّتی به نام «شونگ ـ خا ـ پا» درصدد اصلاحاتی در دین «لاما» بر آمد و شریعتی بنیان نهاد که به نام معبد زرد موصوف است.

این اصلاح مذهبی انتظامات دیرها را شدیدتر و سخت تر گرداند و استعمال نوشابه های به کلّی حرام و عبادت و نمازها زیادتر معمول گردید.»

 تاریخ جامع ادیان جان ناش ص 147


همچنین جان ناس به نقل از کتاب پنجلی که به نام «راجه یوگه» موسوم است هشت قاعده برای جوکی سالک (یکی از مکاتب هندوان) مقرّر داشته است که از جمله آن ها رعایت نظامات (یناما)، خودداری، نظافت، آرامش نفس، مطالعه و نماز.

 تاریخ جامع ادیان جان ناس ص 270

ویل دورانت در تاریخ تمدّن خود در مورد عبادت یونان باستان می نویسد:

«مؤمنان در جریان عبادت، خود را به مذبح، که در جلوی معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و نماز از خشم خدا ایمنی می یافتند و یاری او را جلب می کردند».

تاریخ تمدّن ج 1 ص 228

و طبق آماری که جان ناس در کتاب تاریخ ادیان خود می آورد، معابد مذهبی شینتو (مذهب وطن پرستی ژاپن) تعدادشان در سال 1945 یکصد هزار می رسید. این معابد عموماً دارای حصار مقدّس و دروازه هایی موسوم به «توری» که شهرت جهانی دارد و مناره ای به سبک گلدسته های مساجد اسلامی و برج زنگ و بالاخره رواِ عبادت بود. پیش از آغاز پرستش، زائر باید تطهیر می کرد و دست و دهان خود را می شست و در وضو خانه معبد وضویی می ساخت و با بر هم نهادن دو کف دست به مجازات سینه که شیوه مخصوص پرستش ژاپنی است، تعظیم و با به صدا در آوردن زنگ و انجام نماز و نیایش و تعظیم محدود و در حالت مراقبه و تأمّل از واجبان معابد بود

تاریخ جامع ادیان جان ناس ص427

درباره کنفسیوس آمده است، او ادّعای این که پیامبر بوده و به او وحی می شده اشاره ای نکرده است، و در واقع بیشتر حکیم بوده تا این که مرد دین باشد، ولی با وجود این احساس دینی داشت که منجر به احترام خدایان و مداومت بر اقامه شعائر دینی می شد. او نماز می خواند، در حالی که ساکت بوده، حرفی نمی زده است بر خلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این که خداوند او را ببخشد و یا نعمتی به او بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوک افراد و الفت میان آن ها نمی باشد.

ذیل الملل و النحل شهرستانى ص 21 

از ادیان دیگر در زمان پارت ها و ساسانیان «صابئین و مندائیان» هستند. این قوم خود را صابی می نامیدند. صابی دین کسانی است که در زبان عربی «مغتسله» خوانده می شدند یعنی کسانی که در امر پاکیزگی تن و جامه و شستشوی در آب رودخانه دلبستگی کامل داشتند.

نماز در آئین مندایی شبیه نماز مسلمانان بود و حتّی قبل از نماز، وضو گرفتن را هم لازم می دانستند

و یکی از اساسی ترین آداب و واجبات در دین مندایی ـ قبل از این که به نماز بایستند ـ انجام رشامه (وضو) است

زیرا هر فرد مندایی باید سه بار در روز، صبح، ظهر و عصر عمل رشامه (وضو) را انجام دهد و این کار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این کار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این که بخواهد وضو بگیرد باید اوّل نیّت کند و نیز فکر خویش را پاک و از هر گونه آلودگی افکار مادّی آزاد کند، آنگاه خالصانه به کنار رودخانه بیابد و با تواضح به طرف مجرای آب بایستد و دعاهایی را بخواند و به طریق خالص وضو بگیرد.

همچنین براخته (نماز)، دعایی است که بعد از رشامه (وضو) خوانده می شود. «براخه» هر روزی سه بار یعنی صبح، ظهر و عصر بعد از رُشامه (وضو) انجام می شود. براخه در هر مکان که مقدور باشد می توان به جا آورد و نمازشان را با بوثه ی (آیه) زیر که بوثه ی توحید است آغاز می کردند.

«به نام خدای بزرگ، خداوند را با قلبی پاک ستایش باد! پروردگار وجود دارد به شهادت تو ای خدای جاویدان که مالک عالم انواری و از ذات خویش منبعث شده ای و کسی را در وجود آمدنت دخالتی نبوده و نیست، نام تو هیچ گاه از بین نخواهد رفت و بعد نوبت به ادای احترام به پیامبران و مقدّسین می رسد که طولانی است.»

برای تأیید این مطلب در کتاب آثار الباقیّه، ابوریحان بیرونی می گوید: صابئین سه نماز واجب دارند.

نخست هنگام طلوع خورشید که هشت رکعت می باشد.

دوم قبل از زوال خورشید از وسط آسمان که پنج رکعت می باشد.

 سوم هنگام غروب آفتاب که پنج رکعت می باشد

و در هر رکعت از نماز شان سه سجده است و در ساعت دوم روز یک نماز نافله می خواندند و یکی را در ساعت نه روز و سومی را در ساعت سوم از شب و از برای نماز طهارت و وضو به جا می آورند و غسل جنابت می کنند.

و شاهد دیگری که این مطلب را تأیید می کند سخنی از مرحوم شهرستانی در ملل و نحل می باشد آنجا که او می گوید:

«صابئون همه آن ها سه نماز می خواندند و غسل جنابت و مس میّت می کنند.»

 اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان ص 451

بالاخره در مورد مانی و آئین او گفته شده که در شبانه روز چهار نماز را واجب می دانستند و نماز گزار باید با آب روان یا راکد مسح کند و روبروی آفتاب بایستد و به سجده رود و بگوید:

«مبارک است راهنمای ما، فاراقلیط، پیامبر ما و مبارک است فرشتگان نگهبان او و مسبّحان، لشکریان پرتو افشان او»

پس از گفتن این کلمات برخیزد و راست بایستد و بعد به سجده دوم رود، بگوید:

«به پاکی یاد شده ای تو ای مانی پرتو افشان و راهنمای ما، که ریشه روشنایی و نهال زندگی و شجره بزرگی هستی که تمامش بهبودی بخش است»

باز بلند شود و بایستد و به سجده سوم رود و دعاهایی بگوید تا سجده دوازدهم.

اوقات نمازهای آن ها عبارتند از:

1ـ وقت نماز اوّل در هنگام زوال است. (متمایل شدن خورشید از میانه آسمان به سوی مغرب)

2ـ وقت نماز دوّم بین زوال و غرب آفتاب است.

3ـ وقت نماز سوّم که نماز مغرب نامیده می شود بعد از غروب آفتاب تا سه ساعت بعد از آن می باشد.

4ـ وقت نماز چهارم که نماز عشاء (شام) است، پس از گذشتن سه ساعت از غروب است. در تمام این نمازها و سجده ها نماز گزار باید همان کارهایی را انجام دهد که در نماز اوّل، انجام داده است.

 اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان ص 263 

زرتشتیان نماز شان بسیار شبیه نماز مسلمانان بوده و همان طور در پنج وقت باید نماز و دعاهای مخصوص را بخوانند و نیز مقدّماتی برای انجام مراسم عبادی دارند که بی شباهت به مقدّمات نماز در اسلام نمی باشد. در کتاب «دیانت زرتشتی» آمده است، زرتشتی ها هر 24 ساعت را به 5 دوره یا گاه تقسیم می نمایند و آداب مذهبی تابع این پنجگانه است.

بر هر زرتشتی مؤمن فرض است که در هر یک از پنج دوره، ادعیه و مناجات های خاصّ بخواند. این ادعیه و نیایش ها با ستایش و تمجید اورمزد همراه است و از اصول و واجبات ضروری زندگانی روزانه زرتشتیان محسوب می گردد.

امّا این روزه فرضیات پنجگانه را معمولاً موبدان به جا می آورند و اکثر زرتشتیان به خواندن ادعیه در صبحگاه و شامگاه اکتفا می کنند.

جهت نیایش زرتشتیان، به سوی منبع نور (آفتاب، ماه و چراغ) می باشد و اکثر با خم شدن و سجده بر روی زمین و نشان دادن عبودیّت و بندگی خود به اورمزد، دعای خود را پایان می دهند. فرضیات به زبان اوستایی تلاوت می شود.

مؤمنین زرتشتی اغلب همراه آن، ادعیه ای نیز به فارسی یا گجراتی می خوانند. برخی از بهدینان نه تنها فرضیات را حفظ هستند بلکه بعضی از یشت ها و یا قسمتی از آنهاـ از جمله بهرام یشت ـ را حفظ می نمایند.

جان ناس در تاریخ جامع ادیان خود می گوید:

افراد زرتشتی در هر وقت روز بخواهند می توانند منفرداً به درون آتشکده بروند قبل از ورود به معبد دست و روی خود را آب شسته، قسمتی از اوستا را تلاوت کرده دعا و مناجات بخوانند. سپس کفش ها را از پا در آورده به اطاِ معبد داخل می شوند و در برابر آتشدان مقدّس نماز برده، هدیه و نیازی با مقداری چوب صندل به موبد تقدیم می دارند و برابر، یک چمچمه از خاکستر مقدّس از او می ستانند. و آن خاکستر قدوّسی را به نیّت کسب فیض و برکت به صورت و چشم خود می مالند. پس به سوی آتش، به تعظیم خم شده و آهسته رو به قهقراء رفته، با کفش کن می رسند و سپس به خانه خود باز می گردند

او در جایی دیگر خاطر نشان می سازد زرتشتیان شبانه روزی پنج بار نماز و پرستش خدای یگانه به جای آورند.

نخست از سپیدی بامداد تا نیمروز (گاه هاون)

دوم از نیمروز تا سه ساعت از نیمروز گذشته (گاه رپتون).

سوم از سه ساعت از نیمروز گذشته تا پیش از تیرگی شام (گاه ازیرن).

چهارم از تیرگی شام تا نیمه شب (گاه ایوه سزیترم).

پنجم از نیمه شب تا سپیدی بامداد (گاه اشهن) و اشهن آغاز گاهان است.

جایگاه نماز در آئین یهود 

در این باب ابتدا از قرآن به عنوان متّقن ترین منبعی که خبر از گذشتگان داده است شواهدی را درباره نماز در شریعت حضرت موسی ـ علیه السلام ـ خواهیم آورد. سپس از مضمون چند روایت از ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ درباره موضوع بحث خواهیم کرد و در پایان هم به مطالبی از کتاب تورات (عهد عتیق) و نویسندگان و مورّخان صاحب نظر استشهاد می کنیم. 
وقتی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در راه رسالت الهی با همسرش از وطن هجرت نمود و سر به بیابان گذاشت و در تاریکی و ظلمت شب، به طوفان و باران برخورد کرد و به خاطر سختی ها و مشکلات فراوان دستخوش اضطراب و ناراحتی گشت، پروردگار مهربان برای آرامش او به او وحی نمود که:

«اننی انّا اللّه لا اله الاّ انا فاعبدنی و اقم الصلوه لذکری»

همانا من اللّه هستم و معبودی جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز را برای یاد من بپادار.

سوره طه آیه 14 

در این آیه پس از بیان عبادت خدای یکتا به حضرت موسی مسأله نماز یاد آوری شده است. در آیه ای دیگر به موسی و برادرش هارون دستور داده شده که:

«شما و پیروانتان در مصر منزل گیرید و خانه هایتان را قبله و معبد قرار دهید و نماز به پا دارید.»

 سوره یونس آیه 87 

در این آیه هم، خطاب به موسی و هارون به پا داشتن نماز مطرح گردیده است. 
همچنین قرآن در آیه 77 سوره بقره ضمن اشاره به پیمانی که از بنی اسرائیل گرفته شده نماز را به عنوان یکی از ارکان و موادّ این پیمان شمرده است.

 «و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الاّ اللّه و بالوالدین احساناً... و اقیموا الصلوه»

و هنگامی که از بنی اسرائیل ما پیمانی گرفتیم که جز او را نمی پرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.. و نماز را به پا دارید.

 

این آیه به طور آشکار از نماز به عنوان میثاق و پیمانی یاد کرده که از بنی اسرائیل، دوشادوش مسأله عبادت خداوند یکتا و نیکی به پدر و مادر و غیره گرفته شده است، که این خود بیانگر اهمیت مسأله نماز و شدّت اهتمام به آن در شریعت آسمانی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ است.

طبری در تفسیر خود در ذیل این آیه حدیثی را نقل می کند از قول امام باقر ـ علیه السلام ـ که فرمودند:

«احبار یهود و منافقین، مردم را به اقامه نماز و دادن زکات فرمان می دادند ولی خود انجام نمی دادند پس خداوند فرمان داد به آن ها که با مسلمانان تصدیق کننده پیامبر باشند و اقامه نماز کنند و...»

در تأیید این مطالب که یهودیان باید نمازهایشان را در معابد شان اقامه کنند در

کتاب «گنجینه تلمود»

 آمده است که: «علاوه بر عبادت ها و نمازهای فردی و خصوصی که انسان به وسیله آن حاجات خود را از خدا می طلبد نمازهای جماعتی نیز هستند که افراد موظّف هستند در آن شرکت جویند. اهمیّت نماز جماعت در گفته هایی مورد تأیید قرار گرفته است. که در اینجا برای نمونه مطلبی را به نقل از براخوت ـ 6 الف آورده: «دعا و نماز انسان فقط در صورتی مورد اجابت قرار می گیرد که در کنیسه خوانده شود.»

تلمود ص 169

 

 

 

و درباره برگزاری نماز جماعت در کنیسه گفته شده است «هر آن کس که در شهر او کنیسه ای وجود دارد و برای خواندن نماز بدانجا نمی رود وی را همسایه بد می خوانند و با شدّت، این همسایگان بد را مورد نکوهش و مذمت قرار می دهد.»

تلمود ص 103

بعد از بیان آیاتی چند از کلام اللّه مجید درباره نماز در آئین یهود، در روایاتی هم که از ائمه ـ علیهم السلام ـ به ما رسیده وجود نماز را در این شریعت آسمانی تأیید می کند که به بیان چند مورد از آن ها اکتفا می کنیم.

از جمله، روایتی است در ارشاد القلوب دیلمی که می گوید: «خداوند سبحان به حضرت موسی بن عمران ـ علیه السلام ـ وحی فرمود: ای موسی!... اگر ببینی آن کسانی را که نماز می خوانند در تاریکی شب و خود را به من نزدیک می نمایند به حدی که گویی مرا می بینند و با من خطاب و تکلّم می کنند، من به آن ها جلال و عزّت می دهم.»

 ارشاد القلوب دیلمى ج 2 ص 19

«بر تو باد نماز! زیرا آن جایگاهی خاصّ نزد من دارد و نزد من پیمانی محکم دارد.» 
در مورد چگونگی اقامه نماز در میان بنی اسرائیل، در کتاب اشعیا

فصل چهل و پنجم آیه 24 معیّن شده، در بنی اسرائیل معمول بوده است که رکوع و سجود و تشهد و خم کردن زانویی نداشته و ندارند و جمیعاً عباداتشان قاعدا، مربّع نشسته و می نشینند و بسیار دو زانو نشستن را بد دارند و اعراض کرده و می کنند و بچّه ها را از ابتدا از نشستن دو زانو منع می کنند، زیرا که مشتبه به صورت عبادت ما مسلمانان بوده است.

در پایان این بحث به نمونه ای از دعاهایی که دانشمندان تلمود نقل کرده اند و اکنون بخشی از نماز آنهاست اشاره می کنیم.

«ای خداوند خدای ما، میل و رضای تو بر این تعلّق گیرد که به ما عمری دراز عطا فرمایی، عمری مشحون از صلح و سلامت، پر از نیکی و رحمت، آکنده از برکت، با معیشت و روزی حلال، همراه با تندرستی و نیروی جسمانی، قرین با ترس از خطای عمری که در آن خجالت و شرمندگی یافت نشود، عمری توأم با ثروت و عزّت و سعادت، که در آن عشق به تورات و علم و دانش و ترس از خدا دل و جان ما را پر کند، و تو در آن، همه آرزوهای قلبی ما را به خوبی و خوشی بر آورده سازی».

بالاخره در کتاب گنجینه تلمود چنین نتیجه گیری شده: «دانشمندان یهود دعا و نماز را چیزی بزرگتر و والاتر از در خواستی برای رفع احتیاجات مادّی می دانند در عین حال که تقاضای زندگی جسمانی را از یاد نبرده اند. ایشان دعا و نماز را به عنوان واسطه ای برای ارتباط با خدا و گسترش پاک ترین و عالی ترین احساسات و انگیزه های طبیعی انسان به کار می برند. در نظر ایشان عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشی روحانی است برای افزودن قدرت روان، بدین نیّت که روح، نیروی فرمانده زندگی و ارباب و سرور جسم شود.»

گنجینه تلمود (براخوت، 17 الف) / 106 

 

منبع:اندیشه قم